این واقعیتی ست،حقیقتی شاید، که ما در پی آنی
هستیم که دست
نیافتنی ست ،گویا!
سالها پیش آهنگی شنیدم بنام out
of touch
یه آهنگ دو صدائی بود از Hall & Oates که اون روزا خیلی به ذهنیت
من میچسبید
جوری که ورداشتم با خط
درشت نوشتمش روی حاشیه بالای شیشه
ماشین یکی از بچه ها که باهاش تو تهران پارس ژست
میگرفت....
(و نمیدونست معنیش چیه)!!!!
امروز صبح پس از بیدار شدن
دریافتم که خواب شیرینی دیدم، هنوز
داشتم مزه مزه ش میکردم، در حین دوش
گرفتن-که بهترین موقعیت
برای فکر کردن به مسائل فلسفیه-
دیدم که...آره به
خدا....همین دست نیافتنی بودن پدیده ها ست که
منو تحریک میکنه، که موجب میشه یه پدیده
دارای ارزشی بیش از
آنچه که باید، باشد!
گاهی مبارزه، تلاش برای
بدست آوردنش... و گاهی هم با آگاهی از
دست نیافتنی بودنش میشه باهاش کنار اومد، اما من همینجوری
دوستش دارم:
پدیده ای که کنارته، لمسش
میکنی،حسش میکنی.....اما میدونی که
دست نیافتنیه!
بچه های عزیز و مهربون
حالا ....بیابید خرمالو فروش را!!!!!

+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 8:19 توسط علاء
|
برای دوستی ها
خاتون،آتنا، پروانه و سمانه ها.........و همه خوبانی که
بودنشان در خط و واژه برای من تداعی نمیشود
دوستانی که حضورشان یا آنچنان فیزیکی ست،
که در مترو هرازگاهی کنارم مینشینندو با من گپ میزنند
ویا چونان اثیری ، که سایه وار در پیچ و تاب موج آسای زندگی با همفکریشان آرامش را برایم به ارمغان میاورند.
مفهموم راستین دوستی ست، آنچه که ما نیاز داریم و من
بسیاری از شخصیتهای بلاگکده را میشناسم،در این میان،
قهوه مینوشیم،همکاری در زمینه حرفه ای داریم
اندوه با در آغوش کشیدن هم،تقسیم میکنیم آنچه را که میتوان و باید با دیگری در میان گذاشت
واژه تلطیف آنی ست که در برابر چشمانم است،
برابر پارسی اش را نمیدانم، اما این آن حس زیبا و سبکی ست
که با اندیشیدن به شما دوستان در خویش میبینم
با سپاس برای هر قطره محبتتان، که از آن دریا ها دارم و به
امید روزی که همه ما بسادگی بتوانیم سر هر گذر، در ازای
لبخندی، یک مثقال دوستی، پیچیده در نسیم را از دست
مهربان فروشنده ای به پیشکش بگیریم.......و آن را پس از
بوئیدن به کودک فال فروشی که دستانش کبره بسته بدهیم
مهتاب امامزاده طاهر روی نیمکتهای دانشکده
حقوق دانشگاه تهران
با نابرابری ها در چالش است، هنوز
سپاس برای بودنتان، اینگونه بودنتان!
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:46 توسط علاء
|