تبليغاتX
راز شمع - فراتر از بودن.......شاید آنسوی اینگونه بودن!
دست در دست باد.......گوش به آوای سکوت!
برای دوستی ها خاتون،آتنا، پروانه و سمانه ها.........و همه خوبانی که بودنشان در خط و واژه برای من تداعی نمیشود دوستانی که حضورشان یا آنچنان فیزیکی ست، که در مترو هرازگاهی کنارم مینشینندو با من گپ میزنند ویا چونان اثیری ، که سایه وار در پیچ و تاب موج آسای زندگی با همفکریشان آرامش را برایم به ارمغان میاورند. مفهموم راستین دوستی ست، آنچه که ما نیاز داریم و من بسیاری از شخصیتهای بلاگکده را میشناسم،در این میان، قهوه مینوشیم،همکاری در زمینه حرفه ای داریم اندوه با در آغوش کشیدن هم،تقسیم میکنیم آنچه را که میتوان و باید با دیگری در میان گذاشت واژه تلطیف آنی ست که در برابر چشمانم است، برابر پارسی اش را نمیدانم، اما این آن حس زیبا و سبکی ست که با اندیشیدن به شما دوستان در خویش میبینم با سپاس برای هر قطره محبتتان، که از آن دریا ها دارم و به امید روزی که همه ما بسادگی بتوانیم سر هر گذر، در ازای لبخندی، یک مثقال دوستی، پیچیده در نسیم را از دست مهربان فروشنده ای به پیشکش بگیریم.......و آن را پس از بوئیدن به کودک فال فروشی که دستانش کبره بسته بدهیم مهتاب امامزاده طاهر روی نیمکتهای دانشکده حقوق دانشگاه تهران با نابرابری ها در چالش است، هنوز  سپاس برای بودنتان، اینگونه بودنتان!
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:46  توسط علاء  |